معنی هوجل
6 بازدید
[ هَ جَ ] (ع ص، اِ) دشت دوراطراف بی نشان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زمین ناهموار. || شتر تیزرو. (منتهی الارب). || ناقهٔ شتاب زده. || شب دراز. || مرد آهسته و گران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زن فراخ فرج. (منتهی الارب). || زن تباهکار. || بقیهٔ خواب و پینکی. || لنگر کشتی. || مرد دراز گول شتاب زده. || نوعی رفتار با فروهشتگی و استرخاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هوجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر