معنی هوبره
4 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (اِ) شوات. چرز. (یادداشت مؤلف). پرنده ای است که آن را به عربی حباری و به ترکی توغدری گویند. (برهان). مرغی است بری، خاکستری رنگ و منقارش دراز. (تحفهٔ حکیم مؤمن).[ هَ / هُو بَ رَ / رِ ] (ص) سرگشته و حیران. (برهان). به معنی حیران آورده اند و از طبقات پیر انصاری نقل کرده که شیخ شبلی در حق شیخ یعقوب دعا کرده گفت: خدای تعالی تو را هوبره کند. وی گفت: آمین... (انجمن آرا). رجوع به حاشیهٔ برهان چ معین شود.
کلمات همقافیه با «هوبره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر