معنی هوا پختن
6 بازدید
[ هَ پُ تَ ] (مص مرکب) به فکر چیزی بودن. آرزو کردن : کنون هوای عمل می پزد کبوتر نفس که دست جور زمانش نه پر گذاشت نه بال. سعدی. هرکه هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود، خام رفت. سعدی (غزلیات ص ۴۰۳).
کلمات همقافیه با «هوا پختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر