معنی هواگیر
7 بازدید
[ هَ ] (نف مرکب) هواگیرنده. در حال پرواز. - هواگیر گشتن؛ هوا گرفتن. پریدن : از راه نظر صید دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد.حافظ. || که آنجا هوا گذاره دارد. که معرض هواست.
کلمات همقافیه با «هواگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر