معنی هواپرست
8 بازدید
[ هَ پَ رَ ] (نف مرکب) آنکه در پی هوای نفس باشد. پیرو هوس. هواباره : گفتا چه گمان بری که مستم یا شیفته و هواپرستم.نظامی. گناه کردن پنهان به از عبادت فاش اگر خدای پرستی هواپرست مباش.سعدی. هرزه گرد غماز، هواپرست هوسباز. (گلستان). هواپرست ز راحت به خویش می بالد که آشکار فزون تر شود به خواب نفس. محسن تأثیر.
کلمات همقافیه با «هواپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر