معنی هوء
6 بازدید
[ هَ وْءْ ] (ع اِ) آهنگ و همت. || رای رسای درگذرنده در امور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ هَ وْءْ ] (ع مص) بلند گردانیدن چیزی را. || شادمان شدن به کسی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ هَ وَءْ ] (ع مص) آهنگ کردن بسوی چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «هوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر