معنی هنو
6 بازدید
[ هِ نْ وْ ] (ع اِ) هنگام. || (اِخ) پدر قبیله ای است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر