معنی هنع
5 بازدید
[ هَ ] (ع مص) پیچیدن چیزی را و دوتا ساختن. || فروتنی کردن برای کسی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ هَ نَ ] (ع مص) پست گردن گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || خمیده قامت گردیدن. || (اِمص) کجی قامت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پستی گردن شتر به روشی که بیخ گردنش پست گردد و سر بلند، و میانهٔ دو شانه برآمده باشد و نیز هنع در آهوان خاص است به آهوی سپیدی که کوتاه گردن باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ هُ نْ نَ ] (ع ص، اِ) جِ هانع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به هانع شود.
کلمات همقافیه با «هنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر