معنی هندوی کردن
4 بازدید
[ هِ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) بندگی کردن. سر نهادن : شاه تشنیع ترک خود بشناخت هندوی کرد و پیش او درتاخت.نظامی.
کلمات همقافیه با «هندوی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر