معنی هندوی
5 بازدید
[ هِ ] (ص نسبی، اِ) هندو: عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی. سعدی.[ هِ دُ ] (ص نسبی) هندویی. هندی : رای تو هست برتر از رای هندوان تیغ تو هست برتر از تیغ هندوی.رودکی. || (اِ) آن است که زر به صراف دهند و از او تنخواه بجای دیگر نویسانده گیرند و این رسم هندوستان است و آن را به فارسی سفته گویند و سفتج معرب آن است. (آنندراج). ترکیب ها: - هندوی اژدها. هندوی کردن. هندوی گوی. هندوی نسب. رجوع به این مدخل ها شود.
کلمات همقافیه با «هندوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر