معنی هم کشیدن
5 بازدید
[ هَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) دوختن لباس بدون دقت و ظرافت: هرطور بود هم کشیدم و تنم کردم. (یادداشتهای مؤلف).
کلمات همقافیه با «هم کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر