معنی همیشگی
10 بازدید
[ هَ شَ / شِ ] (حامص) مداومت و پیوستگی. (آنندراج). دوام. دیمومت. (السامی). || ازلیت. قدم. (السامی). || (ق) برای همیشه. دائما. به طور دائم : به سرای سپنج مهمان را دل نهادن همیشگی نه رواست.رودکی. || (ص نسبی) دائمی. جاودان : بقاش باد و دولت همیشگی رسیده در حسود او بلای او.منوچهری. رجوع به همیشه شود.
کلمات همقافیه با «همیشگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر