معنی هم‌گروه

معنی هم‌گروه

6 بازدید
[ هَ گُ ] (ص مرکب، ق مرکب) دسته جمعی. همه با هم. (یادداشت مؤلف). متفق. متحد: برآرید لشکر، همه همگروه سراپرده و خیمه بر سوی کوه.فردوسی. سواران ایران همه همگروه رده برکشیدند در پیش کوه.فردوسی. نخستین به انبوه زخمی چو کوه بباید زدن سربه سر همگروه.فردوسی. بگیرید ره بر بهو همگروه مدارید از آن تخت و پیلان شکوه.اسدی. به نظاره گردش سپه همگروه وی آوا درافکنده زآنسان به کوه.اسدی. سپهدار فرمود تا همگروه فکندند آن میل و کندند کوه.اسدی. پس آنگه سپه راند بالای کوه تنی چند با او شده همگروه.نظامی. بفرمود شه تا گذرگاه کوه ببندند خزرانیان همگروه.نظامی. دگر ره ندید آن سخن را شکوه به انکار خود دیدشان همگروه.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌گروه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید