معنی همگر

معنی همگر

6 بازدید
[ هَ گَ ] (ص مرکب) به هم کننده و پیونددهندهٔ چیزها. (انجمن آرا). جولاهه و بافنده. (برهان).
[ هَ گَ ] (اِخ) مجدالدین. از شعرای قرن هفتم هجری است. او را در ادبیات فارسی غالباً از روی حکمی که در مقایسهٔ امامی هروی و سعدی کرده است می شناسند. سه شاعر معاصر بوده اند. نوشته اند که بعضی از معاصران عقیدهٔ او را دربارهٔ امامی هروی و سعدی و رجحان یکی بر دیگری پرسیده اند و او گفته است: در شیوهٔ شاعری به اجماع امم هرگز من و سعدی به امامی نرسیم. و میگویند سعدی این شعر را شنیده و رنجیده و به طنز گفته است: همگر که به عمر خود نکرده ست نماز آری چه عجب گر به امامی نرسد؟ آگاهی از او و زندگیش بسیار نیست. همگر به معنی بافنده و جولاهه است و این شاید شغل خانوادگی او یا شغل نخستین خودش بوده است. اصل او از یزد بوده و در حمایت بهاءالدین جوینی حکمران عراق و فارس میزیسته است که در سال ۶۷۸ هـ . ق. وفات یافت. از زندگی او جز این چیزی نمی دانیم. عبید زاکانی یکی دو حکایت مزاح آمیز دربارهٔ او و بهاءالدین جوینی صاحبدیوان آورده است. تاریخ وفات او را به سال ۶۸۶ نوشته اند. از بیت های معدودی که در جُنگها و تذکره ها از او نقل کرده اند پیداست که شاعری پرمایه و لطیف طبع بوده است. او راست: باز این مخالفان که ره جنگ میزنند بر ساز ما نوای کج آهنگ میزنند. بر عشق خوب ما رقم زشت می کشند بر نام و ننگ ما دغل ننگ میزنند. سنگین دلان تیره ضمیر از خلاف عهد بر آبگینهٔ دل ما سنگ میزنند هر لحظه از گشاد ملامت هزار تیر بر قلب این شکستهٔ دلتنگ میزنند می ننگرند عیب گریبان خویشتن در دامن حکایت ما چنگ میزنند بر آستان صلح نهادیم سر چو سگ وین سگدلان هنوز ره جنگ میزنند. نیز این غزل از اوست: عالم پر از حکایت درد دل من است در قصهٔ من اندر اگر مرد اگر زن است گر دشمن است بر من مظلوم خرم است ور دوست است بر من محروم بدظن است عشق از ازل درآمد و شد با جهان کهن این رسم عاشقی نه نوآوردهٔ من است مسکین دلم ز تاب غم و سرزنش گداخت گر دل دل من است نه از سنگ و آهن است چون شمع نیم سوخته نادیده صبح وصل در شامگاه هجر مرا بیم کشتن است گردن نهاده ام به قضا زآنکه عشق را خون دوصدهزار به از من بگردن است. رجوع به مجلهٔ سخن دورهٔ ۱۶ شمارهٔ ۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «همگر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید