معنی همکالبد
6 بازدید
[ هَ بَ / بُ ] (ص مرکب) هم اندازه. هم هیکل. دارای جسم متساوی یا متشابه : چون زرد خیار کنج گردد هم کالبد ترنج گردد.نظامی.
کلمات همقافیه با «همکالبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر