معنی همچون

معنی همچون

6 بازدید
[ هَ چُنْ ] (حرف اضافهٔ مرکب) همچو. مانند. چون. نظیر: ایستاده دید آنجا دزد غول روی زشت و چشمها همچون دغول. رودکی. انگِشت برِ رویش مانند بلور است پولاد برِ گردن او همچون لاد است. خسروانی. گویی همچون فلان شدم نه همانا هرگز چون عود کی تواند شد توغ؟منجیک. فلک مر جامه ای را ماند ازرق ورا همچون طراز خوب کرکم.منجیک. ای عشق ز من دور که بر من همه رنجی همچون زبر چشم یکی محکم بالو.شاکری. یکی بیشه ای دید همچون بهشت که گفتی سپهر اندر او لاله کشت.فردوسی. چو بشنید مهراب شد شادمان به رخ گشت همچون گل ارغوان.فردوسی. چو بیرون شد از شهر خود با سپاه بر او روز همچون شب آمد سیاه.فردوسی. همچون رطب اندام و چو روغَنْش سراپای همچون شبه زلفان و چو پیلسته ش آلست. عسجدی. بیش بین چون کرکس و جولان کننده چون عقاب راهوار ایدون چو کبک و راست رو همچون کلنگ. منوچهری. تاک رز را دید آبستن چون داهان شکمش خاسته همچون دم روباهان. منوچهری. مردم اندرخور زمانه شده ست نرد چون شاخ و شاخ همچون نرد.کسائی. ... بیشتری از جهان گرفته و میگیرد، تو نیز همچون پدر باشی. (تاریخ بیهقی). چه مرد است آنکه همچون هم نباشد مر او را در جهان گفتار و کردار. مسعودسعد. هیچ جنبنده نیست اندر زمین و نه هیچ پرنده اندر هوا که نه ایشان نیز همچون امتی اند. (ترجمهٔ تفسیر طبری). همچون کسانی نباشند که مشت در تاریکی زنند. (کلیله و دمنه). بادی پیدا آید و آن را در حرکت آرد تا همچون آب پنیر گردد. (کلیله و دمنه). زیر آن اژدهای همچون قیر می شد از ریزش آب معنی گیر.نظامی. لیکن برِ کوه قاف پیکر همچون الف است هیچ در بر.نظامی. شب روشن روان ماه جهانتاب گدازان گشت همچون برف در آب.نظامی. عمر همچون جوی نونو میرسد مستمری مینماید در جسد.مولوی. دفتر صوفی سواد و حرف نیست جز دل اسپید همچون برف نیست.مولوی. دگر با ما مگو ای باد گلبوی که همچون بلبلم دیوانه کردی.سعدی. به گیتی بتر زین نباشد بدی جفا بردن از دست همچون خودی.سعدی. کافر ار قامت همچون بت زیبای تو بیند بار دیگر نکند سجدهٔ بتهای رخامی.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «همچون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید