معنی همچنین

معنی همچنین

10 بازدید
[ هَ چُ / چِ ] (ق مرکب) هم چنین. هم چون این. به معنی نیز و هم است. بدینگونه. هم بدین وضع. (یادداشتهای مؤلف): دگر دست لشکَرْش را همچنین سپاهی بیاراست گرد و گزین.فردوسی. که ماهوی را بادتن همچنین فکنده پر از خون به روی زمین.فردوسی. ببر همچنین نزد آن پهلوان بدان تا شود شاد و روشن روان.فردوسی. بپوشید رویش به دیبای چین که مرگ بزرگان بود همچنین.فردوسی. تا بدین هفت فلک سیر کند هفت اختر همچنین هفت پدیدار کند هفت اورنگ. فرخی. هندو جواب داد که همچنین است. (کلیله و دمنه). مرا همچنین چهره گلفام بود. سعدی (بوستان). همچنین در زمرهٔ توانگران. (گلستان). اگر همچنین سر به خود دربرم چه دانند مردم که دانشورم؟سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «همچنین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید