معنی همود
4 بازدید
[ هُ ] (ع مص) فرومردن آتش یا رفتن حرارت آن. (اقرب الموارد). || مردن قوم از گرسنگی.
کلمات همقافیه با «همود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر