معنی همنمک
6 بازدید
[ هَ نَ مَ ] (ص مرکب) همسفره و هم خوان. (آنندراج). دو تن که با هم نان و نمک خورند. همنشین. دوست.
کلمات همقافیه با «همنمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر