معنی هم‌نفس

معنی هم‌نفس

10 بازدید
[ هَ نَ فَ ] (ص مرکب) رفیق و هم کلام. (آنندراج). همنشین : از همنفسی که دل نفور است عفریت نماید ارچه حور است.ناصرخسرو. با گرم و سرد عالم و خشک و تر زمان چون خاک و باد همنفس آب و آذرند. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۱۲۰). چو طوطی کلاغش بود همنفس غنیمت شمارد خلاص از قفس.سعدی. || یار موافق. دوست صمیم : آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم هم کمترم ز هیچ و هم هیچکس ندارم. سیدحسن غزنوی. آن را که خصم ماست شدی یار و هم نفس باآنکه کم ز ماست شدی یار و آشنا. خاقانی. پای نهم در عدم بو که به دست آورم همنفسی تا کند درد دلم را دوا.خاقانی. کی غمم بودی اگر در غم تو نفسی همنفسی داشتمی.خاقانی. نوفل چو به ملک خویش پیوست با هم نفسان خویش بنشست.نظامی. از هم نفسان مرا چراغی است زآن هیچ نفس زدن نیارم.نظامی. با کبوتر باز کی شد هم نفس کی شود همراز، عنقا با مگس؟مولوی. گوید اندر جهان تویی امروز گر مرا مونسی و همنفسی.سعدی. به روی هم نفسان برگ عیش ساخته بود بر آنچه ساخته بودیم روزگار نساخت. سعدی. مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را. سعدی. کجاست هم نفسی تا که شرح غصه دهم که دل چه می کشد از روزگار هجرانش. حافظ. این گل ز بر همنفسی می آید شادی به دلم از او بسی می آید.حافظ. بس زود ملول گشتی از هم نفسان آه از دل تو که سنگ می بارد از او.حافظ. - هم نفس صبح قیامت؛ کنایه از طول مدت باشد، یعنی همچو قیامت است در درازی. (برهان). - همنفس گردیدن؛ همدم شدن، یا موافق برای دیگری شدن : کاین را بستان و بازپس گرد با او نفسی دو هم نفس گرد.نظامی. || قرین. همراه : ای شده جان با جمالت هم نفس از همه خلقم تو می بایی و بس. سیدحسن غزنوی. دو آفت بود شاه را هم نفس که درویش را نیست آن دسترس.نظامی. جمالت را جوانی همنفس باد همیشه بر مرادت دسترس باد.نظامی. ما بیغمان مست دل از دست داده ایم همراز عشق و هم نفس جام باده ایم.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌نفس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید