معنی همنشان
5 بازدید
[ هَ نِ ] (ص مرکب) هم شکل. هم صفت. همانند. - بر این (بدین) هم نشان، بر آن هم نشان؛ به همین ترتیب (به همان ترتیب). مانند آنچه بوده است. همین طور: چو کیخسرو و رستم نامدار بر این هم نشان تا به اسفندیار.فردوسی. نشستند هر سه بر آن هم نشان که گفتش فریدون به گردنکشان.فردوسی. بدین هم نشان تا سر کیقباد که تاج بزرگی به سر برنهاد.فردوسی. بر آن همنشان کاخ بگذاشتند به کشتی ره دور برداشتند.اسدی.
کلمات همقافیه با «همنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر