معنی هملخت
6 بازدید
[ هَ لَ ] (اِ مرکب) وصله و پاره که بر چیزی دوزند. (یادداشت مؤلف). || نوعی از پای افزار چرمی. (آنندراج) (برهان): به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال که مرد کوفته گردد بدان ره اندر سخت اگر خلاف کنی عقل را و هم بشوی بدرّد ار به مثل آهنین بود هم لخت.کسایی. || چرم زیر موزه و کفش. (آنندراج) (از شمس فخری) (برهان).
کلمات همقافیه با «هملخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر