معنی همعقد
7 بازدید
[ هَ عِ ] (ص مرکب) دو یا چند مهره که در یک گردن بند باشند: گذشتند و ما نیز هم بگذریم که چون مهره هم عقد یکدیگریم. نظامی (شرفنامه ص ۲۳۴). || مجازاً، مشابه. همانند. به یکدیگر ماننده : چونکه بخرد نظر بر آن انداخت آن دو هم عقد را ز هم نشناخت.نظامی.
کلمات همقافیه با «همعقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر