معنی همطبع
5 بازدید
[ هَ طَ ] (ص مرکب) دارای طبیعت یکسان. دو یا چند کس (دو یا چند چیز) که سرشت همانند دارند: هرکه خواهد که هم طبع گروهی گردد صحبت با آن گروه باید داشت. (قابوسنامه). اگر عاشق شود شیر دژآگاه به عشق اندر شود هم طبع روباه. فخرالدین اسعد (ویس و رامین ص ۲۲۸). همدم هاروت و هم طبع زن بربطزنم افعی ضحاکم و ریم آهن آهنگرم.خاقانی. || دو گوینده یا سراینده که ذوق همانند دارند: بلبل هم طبع فرزدق شده ست سوسن چون دیبه ازرق شده ست.منوچهری.
کلمات همقافیه با «همطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر