معنی همسری

معنی همسری

6 بازدید
[ هَ سَ ] (حامص مرکب) برابری و مساوات. (آنندراج): شیر بیابان را با مرد جنگ همسری و همبری و شرکت است. ناصرخسرو. نی زرّ خالصی؟ ز پی همسریّ جو موقوف حکم پله و شاهین چه مانده ای؟ خاقانی. برون آرش از دعوی همسری کز این پایه دارا کند سروری.نظامی. درخت کدو تا نه بس روزگار کند دعوی همسری با چنار.نظامی. سران را گوش بر مالش نهاده مرا در همسری بالش نهاده.نظامی. نحس شاگردی که با استاد خویش همسری آغازد و آید به پیش.مولوی. همسری با انبیا برداشتند اولیا را همچو خود پنداشتند.مولوی. - همسری جستن؛ خود را برتر از دیگری دیدن، یا کوشش برای برابر شدن با کسی : کسی کاو با من اندر علم و حکمت همسری جوید همی خواهد که گِل بر آفتاب روشن انداید. ناصرخسرو. || زناشویی. ازدواج : پذیرفت شاهنشه از مادرش نهاد افسر همسری بر سرش.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «همسری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید