معنی همساز
6 بازدید
[ هَ ] (ص مرکب) سازگار. موافق. (یادداشت مؤلف). - همساز گشتن؛ موافق و همراه شدن : خروشان از آن جایگه بازگشت تو گفتی که با باد همساز گشت.فردوسی. || همدم. مونس. قرین. (یادداشت مؤلف): سخن هیچ مسرای با رازدار که او را بود نیز همساز و یار.فردوسی. || همسر: که ای خوب رخ کیست همساز تو بدین کش خرامیدن و ناز تو؟فردوسی.[ هَ ] (اِخ) دهی است از بخش بالای شهرستان اردستان که ۲۲۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و کاردستی مردم قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «همساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر