معنی همزاده
6 بازدید
[ هَ دَ / دِ ] (ص مرکب) همزاد. دو تن که با هم زاده باشند. همسال : ... و دیگران که همزادگان ایشان بودندی بخواندی. (تاریخ بیهقی). وز زنانی که کسی دست بر ایشان ننهاد همه دوشیزه و همزاده به یک صورت شاب. ناصرخسرو. کودکی ازجملهٔ آزادگان رفت برون با دو سه همزادگان.نظامی.
کلمات همقافیه با «همزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر