معنی همرهی
5 بازدید
[ هَ رَ ] (حامص مرکب) همراهی. همراه بودن. رفیق راه کسی شدن : سوی رومیه باز با فرّهی شد و کرد با کاروان همرهی.اسدی. مدار اسب و ناآزموده رهی مکن جز که با مهربان همرهی.اسدی. قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی.حافظ.
کلمات همقافیه با «همرهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر