معنی همرش
4 بازدید
[ هَ رَ ] (ع اِمص) حرکت. (از اقرب الموارد).[ هَ مْ مَ رِ ] (ع ص، اِ) گنده پیر کلانسال. || شترمادهٔ بسیارشیر. || سگ ماده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «همرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر