معنی همرای
5 بازدید
[ هَ ] (ص مرکب) هم اندیشه. هم عقیده : روان سواران توران سپاه بدان رای گشتند هم رای شاه.فردوسی. ز قومی پراکنده خلقی بکشت دگر جمع گشتند و هم رای و پشت.سعدی. || هم پیمان : سوی گنجینه رفتند آن دو هم رای ندیدند از جواهر هیچ بر جای.نظامی.
کلمات همقافیه با «همرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر