معنی همدل
6 بازدید
[ هَ دِ ] (ص مرکب) همدل. رفیق و متفق الرأی و دوست جانی. (آنندراج): شاهی است مرا یارا با عدل عمر همدل بندیش از او گر گوش داری و بصر داری. فرخی. در فکرت اعمال هنر هم دل اسرار بر ساحَت میدان خرد هم تک اوهام. مسعودسعد. || هم جرأت. دارای جرأت و شهامت برابر: از فراوان کاندر آید شاه با شیران به صید اسب او خو کرد و هم دل گشت با شیر ژیان.فرخی. قوت پشه نداری چنگ با پیلان مزن هم دل موری نه ای، پیشانی شیران مخار. جمال الدین عبدالرزاق.
کلمات همقافیه با «همدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر