معنی همخفت
5 بازدید
[ هَ خُ ] (ص مرکب) هم خواب. همخوابه. جفت. همسر: مرا گفت: جز دخت خاتون مخواه نزیبد پرستار هم خفت شاه.فردوسی. || قرین. همدم : چه بی توشه تنها میان گروه چه هم خفت نخجیر بر دشت و کوه.اسدی.
کلمات همقافیه با «همخفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر