معنی هما

معنی هما

7 بازدید
[ هُ ] (اِ) مرغی است که استخوان میخورد. بر سر هرکه سایهٔ او افتد به دولت و سلطنت رسد. (غیاث). همای. پشتش سیاه مایل به خاکستری، سینه اش حنایی بی نقش، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا و بالهایی از قره قوش بلندتر دارد. (یادداشت مؤلف). در ادبیات فارسی او را مظهر فرّ و شکوه دانند و به فال نیک گیرند: تو فرّ همایی و زیبای گاه تو تاج کیانی و پشت سپاه.فردوسی. درفشی ز پیل سیه پیکرش همایی ز یاقوت سرخ از برش.فردوسی. نیکوتر از بهاری، زیباتر از نگاری چابک تر از تذروی فرخ تر از همایی.فرخی. زاغ حرص و همای همت را ریزهٔ استخوان نمی یابم.خاقانی. خوانده به چتر شاه بر چرخ آیةالکرسی ز بر چترش همایی زیر پر عرش معلا داشته. خاقانی. تا همایم خوانده ای در کام دل هر نواله استخوان می آیدم.خاقانی. با جهل مجوی زهد ازیرا کز جغد نیامدت همایی.نظامی. فرّ همای ملکی داشتی اوج هوای فلکی داشتی.نظامی. چون تو همایی شرف کار باش کم خور و کم گوی و کم آزار باش.نظامی. که هریک بود در میدان همایی به دعوی گاه نخجیر اژدهایی.نظامی. بدین طاوس کرداری، همایی روان شد چون تذروی در هوایی.نظامی. و رجوع به همای شود.
[ هَ ] (ع صوت) هما واللََّه؛ به معنی اما واللََّه است. برای تحقیق تالی خود آید. تقول: هما ان زیداً عاقل؛ یعنی درحقیقت او عاقل است. (منتهی الارب).
[ هُ ] (اِخ) میرزا صادق دیباچه نگار، از مردم مرو. (دانشوران خراسان ص ۲۵۱).
[ هُ ] (ع ضمیر) ضمیر است برای تثنیهٔ مؤنث و مذکر. (یادداشت مؤلف). ایشان دو مرد یا ایشان دو زن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی).
[ هُ ] (اِخ) دهی است از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که ۴۲۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چاه. محصول عمده اش غله، پنبه و لبنیات و کاردستی زنان قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «هما»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ما» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید