معنی همآشیان
4 بازدید
[ هَ ] (ص مرکب) دو مرغ یا حیوان که در یک آشیان زیست کنند، و به کنایه دو یار همنشین و همخانه را گویند: باز سپید با مگس سگ هم آشیان خاک سیاه بر سر بخت نژند او.خاقانی. میخواستمی کز این جهانم باشد چو توئی هم آشیانم.نظامی. اول شب نظاره گاهم نور وآخر شب هم آشیانم حور.نظامی. ما را نمی برازد با وصلت آشنایی مرغی نکوتر از من باید هم آشیانت.سعدی.
کلمات همقافیه با «همآشیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر