معنی هلم
5 بازدید
[ هَ لَ ] (ع ق) جواب هَلُمَّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هَ لُ مْ مَ ] (ع اِ فعل) بیا. (منتهی الارب). کلمه ای است به معنی خواندن به چیزی مانند تعال. لازم است اما به صورت متعدی نیز به کار رود، مانند: هلم شهداءکم؛ یعنی آنها را حاضر کنید. نزد حجازیان این کلمه اسم فعل است و درمورد مفرد و جمع و مذکر و مؤنث یکسان به کار میرود و بنی تمیم آن را فعل امر دانند و اهل نجد آن را صرف می کنند زیرا آن را در شمار افعال میدانند و ضمائر بدان میپیوندند و مثلاً در مثنی «هلما» و در مؤنث مفرد «هلمی» میگویند و برای جمع مؤنث هَلْمُمْنَ به کار میبرند. (اقرب الموارد). - هلم جَرّا؛ و قس علیهذا. به همین نحو: سراپردهٔ خرد و چتر ساخت و با وی طبلک میزدند... و علامت منجوق با آن یار شد و هلم جرا تا کارش بدین پایه رسید. (تاریخ بیهقی).[ هِ لْ لَ ] (ع ص) فروهشتهٔ سست. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هُ لُ ] (ع اِ) آهوان کوهی. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر