معنی هلاک آمدن
5 بازدید
[ هَ مَ دَ ] (مص مرکب) هلاک شدن. کشته شدن. مردن : بسی دیو از تو هلاک آمده ست ز تو مر مرا سر به خاک آمده ست.فردوسی. رجوع به هلاک، هلاک شدن، هلاک گردیدن و هلاک گشتن شود.
کلمات همقافیه با «هلاک آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر