معنی هلال قاینی
7 بازدید
[ هِ لِ یِ ] (اِخ) از فصحای زمان خود بوده و به خواجه هلال شهرت نموده. این چند بیت از اوست: زآن بادهٔ صافیّ کهن گشته بنوشید آن باده که مانندهٔ جان باشد در تن آن باده که چون نوشی در تن رود از لطف چونانکه در انگشت رود آتش روشن. (از مجمع الفصحاء چ سنگی تهران ج ۱ ص ۶۵۵). و رجوع به لباب چ لیدن ج ۲ ص ۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «هلال قاینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر