معنی هق
6 بازدید
[ هَ ق ق ] (ع مص) مانده کردن کسی را در جماع. (منتهی الارب). || گریختن. (اقرب الموارد).[ هِ ] (اِخ) دهی است از بخش اشنویهٔ شهرستان ارومیه که ۴۵۳ تن سکنه دارد. آب آن از قادرچای و محصول عمده اش غله، حبوب و توتون و کاردستی مردم جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هق» برای سرودن شعر