معنی هفت عضو
5 بازدید
[ هَ عُ ضْ وْ ] (اِ مرکب) هفت اندام. هفت اعضا: گفتم که هفت عضو کدام است تَنْت را گفتا دو پهلو است و دو پا و دو دست و سر. ناصرخسرو. پرتو حالی که او هیزم نهاد لرزه ای بر هفت عضو من فتاد.مولوی. رجوع به هفت اندام شود.
کلمات همقافیه با «هفت عضو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضو» برای سرودن شعر