معنی هفت شهر طلسم نمرود
6 بازدید
[ هَ شَ رِ طِ لِ مِ نُ / نَ ] (اِخ) طلسم آب، طلسم حوض، طبل، آینه، بت منادی بر مناره، بر روی آب رفتن درخت سایه گستر. (برهان). در روایات اسلامی آمده است که خلیفهٔ ثانی از دهقان فلوجه پرسید: عجایب بلاد شما چیست؟ دهقان گفت: بابِل عبارت از هفت شهر بوده است و در هر شهر اعجوبه ای بوده که در دیگری یافت نمیشده است: ۱- صورت کرهٔ ارض با قریه ها و روستاها و نهرها. ۲- حوضی عظیم. ۳- طبل دم دروازه. ۴- آیینهٔ آهنین. ۵- مرغابی مسین. ۶- دو قاضی برآب نشسته. ۷- درختی عظیم از مس، و برای هر یک از آنها خاصیتی عجیب و سحرآمیز شمرد. (از حواشی معین بر برهان قاطع). رجوع به مرآةالخیال چ بمبئی ص ۲۸۷ و مرآة البلدان ج ۱ ص ۱۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «هفت شهر طلسم نمرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر