معنی هفتگردون
4 بازدید
[ هَ گَ ] (اِ مرکب) هفت آسمان. هفت چرخ. هفت فلک. هفت کحلی : جلالش برنگیرد هفت گردون سپاهش برنتابد هفت کشور.عنصری. بر سرش ناگهان شبیخون برد گرد بالای هفت گردون برد.نظامی. ما که جزوی ز هفت گردونیم با تو بیرون ز هفت بیرونیم.نظامی. چون بنالد زار بی شکر و گله افتد اندر هفت گردون غلغله.مولوی.
کلمات همقافیه با «هفتگردون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر