معنی هفتکرده
5 بازدید
[ هَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آرایش کرده. آراسته. دارای آرایش کامل. هرهفت کرده : سحرگه این عروس هفت کرده برون آمد به ناز از پشت پرده.نظامی. رجوع به هرهفت کرده شود.
کلمات همقافیه با «هفتکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر