معنی هفتپرده
5 بازدید
[ هَ پَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) هفت پردهٔ چشم. (از برهان): اشک حرم نشین نهانخانهٔ مرا زآنسوی هفت پرده به بازار می کشی.حافظ. || هفت آسمان. (برهان): چرخ مشعبد از رخ عابدفریب تو در زیر هفت پرده خیالی نیافته.سعدی. || هفت پردهٔ ساز. (برهان).
کلمات همقافیه با «هفتپرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر