معنی هفتصدگانی
7 بازدید
[ هَ صَ ] (ص نسبی) آنچه شامل هفتصد واحد از چیزی باشد. دارای هفتصد دینار یا درم بها، یا دارای هفتصد مثقال زر: خلعت عارضی پوشید و در آن خلعت کمر هفتصدگانی بست و پیش آمد و خدمت کرد. (تاریخ بیهقی). او را به جامه خانه برد و خلعت سخت فاخر بپوشانیدند و کمر زر هفتصدگانی. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «هفتصدگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر