معنی هفترنگی
6 بازدید
[ هَ رَ ] (حامص مرکب) هفت رنگ بودن. حیله گری. || (ص نسبی) مکار و محیل. (آنندراج).[ هَ رَ ] (اِخ) از شاعران خراسان است و این مطلع از اوست: همه شب سرگذشت کاکل دلدار میگویم به گیسویی گرفتارم از آن بسیار می گویم. (از مجالس النفایس میرعلیشیر نوایی ص ۳۹۲). هفت رنگی از شاعران قرن نهم هجری است.
کلمات همقافیه با «هفترنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر