معنی هفتحال
4 بازدید
[ هَ ] (اِ مرکب) همیشه و دایم و علی الدوام و همه حال. (برهان): گفت چه طرفه طالعی کز در خانهٔ ششم مهره به کف، به هفت حال این همه در مششدری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «هفتحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر