معنی هفت‌اندام

معنی هفت‌اندام

5 بازدید
[ هَ اَ ] (اِ مرکب) به حسب ظاهر اول سر، دوم سینه، سوم پشت، چهارم و پنجم هر دو دست، ششم و هفتم هر دو پای. و به حسب باطن دماغ، دل، جگر، سپرز، شش، زهره و معده، و بعضی به جای معده گرده نوشته اند. (غیاث از لطایف). و موافق تفسیر حسینی: چشم و گوش و زبان و بطن و فرج و دست و پا. (غیاث): او اگر دست برنهد به هزبر بشکند بر هزبر هفت اندام.فرخی. کسی که راه خلافش سپرد تا بزید مخالفت کند او را حواس و هفت اندام. فرخی. هزار اختر نباشد چون یکی خور نه هفت اندام باشد چون یکی سر. فخرالدین اسعد. تو هفت کشور بگرفته و مخالف تو ز هفت چرخ شده مبتلا به هفت اندام. مسعودسعد. خدایگانا هر ساعتم ز هفت افلاک عقوبتی و عذابی رسد به هفت اندام. مسعودسعد. زبهر ملکت او آفرید هفت اقلیم زبهر خدمت او آفرید هفت اندام. مسعودسعد. دیگرباره قصد کردند. نابینا شدند و هفت اندام ایشان خشک شد. (قصص الانبیاء). مرکز عالمی از غایت حلم هفت اقلیم تو را هفت اندام.انوری. پیش از آن کز هم برفتی هفت اندام زمین رفت پیش گاو و ماهی ساخت سدی از قضا. خاقانی. خواجه را در عروق هفت اندام خون به جوش آمده به جستن کام.نظامی. بی سلاح این مرد خفته بر زمین من به هفت اندام لرزان چیست این؟مولوی. رجوع به هفت اعضا شود. || نام رگی است، و آن را به همین سبب هفت اندام گویند که به فصد آن خون سر و سینه و پشت و دست و پا خارج میشود. (غیاث). رگ میانگی دست. اکحل. (یادداشت مؤلف). به کنایت، عروق. رگها: ز گرمی برده عشق آرام او را به جوش آورده هفت اندام او را.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «هفت‌اندام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید