معنی هفتآب
5 بازدید
[ هَ ] (اِ مرکب) هفت دریا. (یادداشت مؤلف): نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود آنچه با خرقهٔ زاهد می انگوری کرد.حافظ. - هفت آب شستن؛ کاملاً پاک کردن. بسیار خوب شستن : رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از کینه ها آنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو. مولوی.
کلمات همقافیه با «هفتآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر