معنی هضم کردن
4 بازدید
[ هَ کَ دَ ] (مص مرکب) تحلیل بردن غذا. (ناظم الاطباء). گذرانیدن و گواریدن و گواردن. (یادداشت به خط مؤلف): شراب مست کننده طعام را هضم کند. (نوروزنامهٔ خیام).
کلمات همقافیه با «هضم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر