معنی هضاب
5 بازدید
[ هِ ] (ع اِ) جِ هضبة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). کوهها و پشته ها: بر معاطف آن شعاب و مخارم آن هضاب اطلاع یافته بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). هامون از ازدحام کتاب با هضاب سرافرازی کرد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «هضاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر